اختلال در فلسفه
قبلا اثار کسانی را مطالعه می کردم که نظرات ملا را با آب و تاب تعریف می کردند و از این که ایشان به جنگ اشراقیان و مشایان پایان داده تعریف می کردند و کار ایشان را بسیار بزرگ می شمردند .
ولی حال که این فرصت پیش آمده و من می توانم بعد از اشنایی با ابن عربیه اثار ملا را مطالعه کنم ذوق می کنم ولی اندیشه ای نا پخته جان مرا ازار می دهد و آن این سوال است که ایا امکان این که فلسفه بتوان اشراقی شود وجود دارد ؟
فلسفه دستگاه فکر کردن و یافتن جواب است ولی اشراق یک روش تهذیب نفس است که در آن همه چیز از قبل پذیرفته شده است و سالک فقط باید تمرین کند و به منازل مختلف برسد ولی فلسفه چیز مطلقی ندارد و همه چیز در ان قابل تامل و نقد و بررسی است .
می ترسم اهسته در این وبلاگ می نویسم چون تحملم تمام شده است .
البته شاید تا انجا که من مطاله کرده ام کسی جرعت گفتن چنین چیزی را نداشته وشاید من هم اشتباه می کنم ملا با کاری که کرد دستگاه فکری فلسفه را در عالم شیعی خراب کرد چون از آن زمان تاکنون فلاسفه ما به نقطه استا رسیده اند و فکر جدیدی ندارند و در گذشته ای که ملاصدرا ساخته متوقف شده اند .
اری می توانیم اشراق را با فلسفه توضیح دهیم کار بزرگی که ملا کرد ولی نمی توانیم با اشراق فلسفه را توضیح دهیم .
فلسفه دستگاه توضیح دادن است چنانچه وجود را توضیح می دهد می تواند خلیی چیز های دیگر را هم توضیح دهد .
من عاشق ملا صدار هستم و از خواندن کتابهایش بویژه تفاسیر قرانش لذت می برم و می دانم او یک فرد خاص است ولی بگمان من او باید به دستگاه فکری مشایی متعهد می ماند .
الان ما فیلسوف نداریم چون آنان که در حوزه درس می خوانند و درس می دهند در ملاصدار متوقف شده اند .