چرا در ایران علم تاریخ دستاوردی ندارد
ولی در ایران تاریخ و وقایع اجتماعی برای هزار مصلحت زود گذر به شکل دل خواه نوشته می شود .
مثلا انقلاب مشروطه حوادثش انگونه اتفاق افتاده نوشته نمی شود بلکه بخاطر اینکه شیخ فضل الله شهید جلوه داده شود هزار جای وقایع را دستکاری می کنیم و به مرور زمان هم مردم تاریخ تحریف شده را می پذیرند .
حال اگر عده ای از مردم بخواهند بر اساس تجربه تاریخ مشروطه نوشته شده دست به اقدام بزنند چه انفاقی می افتد ، بله حتما شکست می خورند چون بر اساس یک وافعیت عمل نکرده اند بلکه براساس خیال یک نویسند عمل کرده اند که مبنای علم و واقعیت نداشته است .
این روند حتی در باره وقایع و تاریخ مذهبی هم اتفاق افتاده است .
برای همین شما در ایران تاریخ ندارید یک مشت قصه دارید که نمی توانید آن را تجربه گذشته یک قوم بنامید .
برای همین هر نسلی از این قوم تجربه منحصر بفرد دارند که هیچ ربطی به گذشته ندارد و هیچ اثری هم به اینده نخواهد گذاشت چون همه نسل های این قوم به خاطر ننوشتن حقیقت از هم منقطع هستند .