ترس از وضعیت امروز
الحق که نو اور هم بود ولی یک مشکل بزرگ داشت در هنگام دعوای ترسو بود و برای جبران این نقیصه تصمیمات خطرناکی می گرفت .
حرکات سامک در دعوا قابل پیش بینی و کنترل نبود و او فقط یک ضربه به طرف مقابل می زد و اکثر اوقات هم این یک ضربه کار طرف را می ساخت و سیامک برای اینکه در ادامه دعوا کم نیاورد فرار را برقرار می کرد در خیلی از مواقع هم اتفاق می افتاد که سیامک در هنگام اقدام به فرار ضربه خودش را به طرف دعوا وارد می کرد .
برای سیامک در زدن ضربه و فرار فرق نمی کرد که دعوا بین بچه های محل باشد یا غریبه او کار خودش را می کرد .
دوسه روزی می گذشت آب که از اسیاب می افتاد سیامک پیداش می شود و تازه خبردار می شود که چکار کرده است .
برای همین بارها با او صحبت می کردیم ولی فایده نداشت . من و بعضی از بچه محل ها که از این عادت سیامک با خبر بودیم وقت دعوا با سیامک چند قدم از او دور وامیستادیم تا از نامردی زدن او در امان باشیم البته بعضی مواقع هم ضرب را نوش جان می کردیم و با حسرت به فرار سیامک نگاه می کردیم .
الغرض حال جامعه ما در شرایط فعلی این گونه است .
من از آینده بسیار ترسان هستم که کی این ضربه وارد شود و فاجعه بوجود بیاد ./
کاش راهی بود که می توانستیم دور یک میز بنشینم و مشکلات را عاقلانه حل کنیم ولی بخاطر ایجاد ترس در جامعه ،مردم غیر قابل پیش بینی شده اند حتی ادمهای شناخته شده باورهای خود را پنهان می کنند .
و من معتقدم همه بدنبال یک فرصت غافلگیر کننده می گردند و چون می دانند فقط می توانند یک ضربه وارد کنند پس یک ضربه کاری وارد خواهند کرد که عاقبتش قابل پیش بینی نیست .