مسحیت در ایران و روند تغییر مراجع اجتماعی
من بی اشتیاق از موضوع دیروز و مشتاق به امروز می شوم باز این چرخه ادامه دارد .اما لطمه خوردن به باور مردم و تغییر مراجع اجتماعی از موضوع های است که مرا سخت مشغول کرده است و هر چه زمان می گذرد مصادق های عینی از این موضوع را پیدا می کنم .
اگر دلسوزان از همه اقشار و افکار فکری خارج از شعار و ظاهر سازی برای این موضوع نکنند ما هر روز نسیت به دیروز از ساحل ارامش دور تر و دورتر می شویم و در اینده جز افسوس خوردن و به نبود دوراندیشی اه کشیدن چاره ای نخواهیم داشت .
در حال حاضر دین اسلام در کلیت در نزد افکار عده زیادی از جوانان جذابیت خود را از دست داده است چون این دین نه از خودش بلکه باید از حکومت که بدست انسانهای بسیار عادی و جایزالخطا باید دفاع کند که خود را به اسلام چسبانده اند .
از همین رو می بینیم که سام يگنازار مبلغ مسيحي از سخنرانان کنگره لوزان سه معتقد است که ايران در بين کشورهاي جهان کشوري است که بيشترين تاثير پذيري را از انجيل دارد و ده ها هزار ايراني
در سالهاي اخير به مسيحيت گرويده اند
وي افزود ايراني ها که مورد خيانت دولت واقع شده اند از دين اسلام نااميد شده اند از چشم اندازهاي اينده نگران شده اند و اکنون به حضرت مسيح اعتماد کرده اند به طور کامل تغيير کرده اند
با اينکه خاورميانه با خشونت عجين است اين منطقه از جهان در بين مسلمانان شاهد رشد فزاينده مسيحيت است در سي سال اخير در مقايسه با هزار و سيصد سال گذشته مسلمانان بيشتري به مسيحيت گرويده اند .
البته حرف های این مبلغ به کشورهای دیگر خاورمیانه هم اشاره دارد که در انها هم ارمنها که همان اسلام و ارزش های آن قربانی حکومت ها شده است .
روی گرداند از دین که جزء حساست ترین ارزشهای اجتماعی است به راحتی قابل تغییر و تحول نسیت و این زنگ خطر به همه جامعه است که باید بیدار باشند دیگر ارزشهای احتماعی ایران هم مورد تردید قرار گرفته است .
در حال حاضر بخش دانشجوی ایران سرگردان است
بخش هنرمند ان مدافع اخلاق رسمی و عمومی نیست
بحش ادبیات و انجمن های ادبی در جهت تقویت اخلاق رسمی نیست و پست مدرن شده اند و به نسبیت رسیده اند حتی غزل سرایان
مردم عادی و کوجه بازار هم تردیدهای اساسی دارند و گرایش به خرافه ،عرفانه های من دراوردی ،فرق های مختلف را تقویت می کنند
در چنین وضعیتی باید واقع بین بود و روند را دید نه جمع های محدود بله عده ای هم رو به اخلاق دارند ایا انها در اکثریت هستند یا در اقلیت روند رو به تضعیف ارزشهای اجتماعی پذیرفته شده است .
البته که عموم مردم به اسلام کافر نخواهند شد ولی ممکن است اسلام را مثل گذشته باور نداشته باشند و به ارزشهای آن پایبند نشان ندهند و اسلام را نه به عنوان یک ایدولوژی بلکه به عنوان یک باور قبول داشته باشند که در حد برگزاری چند تشریفات محدود شود .
در زمان قبل از انقلاب بین فرهنگ مردم و حکومت فاصله افتاد بود و حکومت گمان می کرد مردم در قدم های بعدی پیشرفت که در قابلشان است با حکومت همراه خواهند شد که دیدیم که مردم راه دیگری را برگزیدن و انقلاب شد در حال حاضر امکان انقلاب بسیار کم است که این جای بسیار خوشحالی است چون جامعه توان تحمل تغییرات دیگر و تند روهای انقلابی دیگری را ندارد و باید همه تلاش کنند جامعه به سمت این اندیشه نرود .
ولی از طرف دیگر هرچیزی که عامل تضعیف اسلام به عنوان ارزش مادر در جامعه است باید شناسای و از ادامه روندش جلوگیری شود حتی اگر در کوتاه مدت برای حکومت تن دادن به این اصلاح سخت باشد .