انتقاد از احمدی نژاد برای اقای مطهری به عادت تبدیل شده است و حتی حاضر است حرف هایی که استاد گرانقدر ما بنا به شرایط زمان خودش گفت و مستند هم نبوده است را مطرح کند و ما را ناچار به نقد آن نماید البته این نقد هرگز از ارزش شهید مطهری نخواهد کاست ولی اینکه فرزند ایشان ما را به این کار مجبور کند  آزرده خاطر می شویم.

آقای مطهری در نامه سراسر ناصوابشان به آقای احمدی نژاد در انتقاد از تمجدید ایشان از کوروش نوشته اید: " اولا موحد بودن کوروش مورد تردید است " جناب اقای مطهری شخصی مثل علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل آیه 83 تا 102 سوره کهف طی بحث مفصلی با بررسی نظر مفسران قبل از خود در نهایت با ادله به حضرت کورش می رسد و چنین می نویسد: آنچه قرآن از وصف ذو القرنين آورده با اين پادشاه عظيم تطبيق مى‏شود، زيرا اگر ذو القرنين مذكور در قرآن مردى مؤمن به خدا و به دين توحيد بوده كورش نيز بوده، و اگر او پادشاهى عادل و رعيت‏پرور و داراى سيره رفق و رأفت و احسان بوده اين نيز بوده و اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردى سياستمدار بوده اين نيز بوده و اگر خدا به او از هر چيزى سببى داده به اين نيز داده، و اگر ميان دين و عقل و فضائل اخلاقى وعده و عده و ثروت و شوكت و انقياد اسباب براى او جمع كرده براى اين نيز جمع كرده بود و همانطور كه قرآن كريم فرموده كورش نيز سفرى به سوى مغرب كرده حتى بر ليديه و پيرامون آن نيز مستولى شده و بار ديگر به سوى مشرق سفر كرده تا به مطلع آفتاب برسيد، و در آنجا مردمى ديد صحرانشين و وحشى كه در بيابانها زندگى مى‏كردند. و نيز همين كورش سدى بنا كرده كه به طورى كه شواهد نشان مى‏دهد سد بنا شده در تنگه داريال ميان كوه‏هاى قفقاز و نزديكي هاى شهر تفليس است. اين اجمال آن چيزى است كه مولانا ابو الكلام آزاد گفته است كه اينك تفصيل آن از نظر شما خواننده مى‏گذرد. اما مساله ايمانش به خدا و روز جزا: دليل بر اين معنا كتاب عزرا (اصحاح 1) و كتاب دانيال (اصحاح 6) و كتاب اشعياء (اصحاح 44 و 45) از كتب عهد عتيق است كه در آنها از كورش تجليل و تقديس كرده و حتى در كتاب اشعياء او را" راعى رب" (رعيت‏دار خدا) ناميده و در اصحاح چهل و پنج چنين گفته است:" (پروردگار به مسيح خود در باره كورش چنين مى‏گويد) آن كسى است كه من دستش را گرفتم تا كمرگاه دشمن را خرد كند تا برابر او درب‏هاى دو لنگه‏اى را باز خواهم كرد كه دروازه‏ها بسته نگردد، من پيشاپيشت رفته پشته‏ها را هموار مى‏سازم، و دربهاى برنجى را شكسته، و بندهاى آهنين را پاره پاره مى‏نمايم، خزينه‏هاى ظلمت و دفينه‏هاى مستور را به تو مى‏دهم تا بدانى من كه تو را به اسمت مى‏خوانم خداوند اسرائيلم به تو لقب دادم و تو مرا نمى‏شناسى". و اگر هم از وحى بودن اين نوشته‏ها صرفنظر كنيم بارى يهود با آن تعصبى كه به مذهب خود دارد هرگز يك مرد مشرك مجوسى و يا وثنى را (اگر كورش يكى از دو مذهب را داشته) مسيح پروردگار و هدايت شده او و مؤيد به تاييد او و راعى رب‌ نمى‏خواند. علاوه بر اينكه نقوش و نوشته‏هاى با خط ميخى كه از عهد داريوش كبير به دست آمده كه هشت سال بعد از او نوشته شده- گوياى اين حقيقت است كه او مردى موحد بوده و نه مشرك، و معقول نيست در اين مدت كوتاه وضع كورش دگرگونه ضبط شود. و اما فضائل نفسانى او: گذشته از ايمانش به خدا، كافى است باز هم به آنچه از اخبار و سيره او و به اخبار و سيره طاغيان جبار كه با او به جنگ برخاسته‏اند مراجعه كنيم و ببينيم وقتى بر ملوك" ماد" و" ليديه" و" بابل" و" مصر" و ياغيان بدوى در اطراف" بكتريا" كه همان بلخ باشد و غير ايشان ظفر مى‏يافته با آنان چه معامله مى‏كرده، در اين صورت خواهيم ديد كه بر هر قومى ظفر پيدا مى‏كرده از مجرمين ايشان گذشت و عفو مى‏نموده و بزرگان و كريمان هر قومى را اكرام و ضعفاى ايشان را ترحم مى‏نموده و مفسدين و خائنين آنان را سياست مى‏نمود. كتب عهد قديم و يهود هم كه او را به نهايت درجه تعظيم نموده بدين جهت بوده كه ايشان را از اسارت حكومت بابل نجات داده و به بلادشان برگردانيده و براى تجديد بناى هيكل هزينه كافى در اختيارشان گذاشته، و نفائس گرانبهايى كه از هيكل به غارت برده بودند و در خزينه‏هاى ملوك بابل نگهدارى مى‏شده به ايشان برگردانيده، و همين خود مؤيد ديگرى است براى اين احتمال كه كورش همان ذو القرنين باشد، براى اينكه به طورى كه اخبار شهادت مى‏دهد پرسش كنندگان از رسول خدا (ص) از داستان ذو القرنين يهود بوده‏اند. علاوه بر اين مورخين قديم يونان مانند "هرودوت" و ديگران نيز جز به مروت و فتوت و سخاوت و كرم و گذشت و قلت حرص و داشتن رحمت و رأفت، او را نستوده‏اند، و او را به بهترين وجهى ثنا و ستايش كرده‏اند.(صفحه 537و538 المیزان )

 

جناب آقای مطهری آیا رواست که شما شهادت استاد پدرتان به ایمان کوروش را نپذیرید و به استناد تاریخ نگاران مغرض به کوروش که ما از فرزندان او هستیم تهمت بی ایمانی بزنید. آیا شما خلف صالحی برای گذشتگان خود هستید؟

درادامه  نامه غیر منصفانه شان نوشته  (ثانیاً رفتار وی( کوروش ) با مردم بابِل با سیره انبیاء سازگار نبوده است.)

متاسفانه باید گفت که ایشان برای اثبات صغرای خود کبرایی اورده اند که مرغ پخته را هم به خنده می اندازد .

رسالت کوروش چه ربطی به رسالت حضرت ابراهیم دارد ایا چون موسی علیه السلام می خواست فقط قوم بنی اسرائیل را با خود ببرد باید گفت ایشان پیامبر نبوده چون به سرنوشت قوم فرعون فکر نمی کرد یا حضرت شعیب با چند کیلومتر فاصله به قوم بنی اسرائیل کاری به انها نداشت پیامبر نیست و رفتارشان با سیره پیامبران سازگاری ندارد و یا اینکه حضرت موسی علیه السلام بعد از گذراندن بنی اسرائیل از دریا و بر خورد انها با قوم بت پرستی قوم بنی اسرائیل از او خواستند خدای مثل خدای انها برایشان قرار دهد و حضرت هیچ کاری با قوم بت پرست نکرد و از کنار انها گذشت کاری ناسازگار با سیره انبیاء کرده است.

جناب اقای مطهری قران بر ایمان کوروش شهادت داده است و او گذشته ما بوده است تعریف و تمجدید از ایشان هیچ ربطی به عدم توجه به ارزش های اسلامی ندارد بلکه عین اسلام است .

جناب اقای مطهری فرزند عالم !، قران به حضرت کوروش  بر اساس ایه 86 سوره کهف اختیار داده بود بر کسانی که مسلط می شود عذاب بدهد یا رفتار حسنه داشته باشد (قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا ) ایا اختیار خدا به کوروش خلاف سیره انبیاء است

نمی دانم چرا ایران ستیزی در بین عده ای از ما ایرانیان رواج پیدا کرده است مثلا اگر جنابعالی برای حفظ اثار پدرتان تلاش می کنید مخالف اسلام هستید و نژاد پرست هستید یا عین حفظ دستاوردهای اسلامی پدرتان است . تجلیل از کوروش تجلیل از مردان خدایی است تجلیل از قران است .

بنا به اسناد معتبر اعراب بعد از سیطره بر ایران از زنده شدن نام هخامنشیان بعلت پایبندی انان به عدالت خوف داشتند و همه تلاش خود را کردند تا نامی از انها ذکر نشود تا رفتار خشن و دور از انسانیتشان با ایرانیان زیر سوال نرود این قوم مدعی خود را پرچم دار عدالت می دانستند ولی شما به کتاب های تاریخ  رایج در حوزه های علمیه نگاه کنید که از پدرتان به شما ارث رسیده است می بینید چه رفتار اسلامی داشته اند .

من به عنوان یک ایرانی مسلمان به گذشته خود افتخار می کنم که قران هر وقت می خواست عرب را سرزنش کند می گفت اگر شما نخواهید این دین را به قوم دیگری می دهم که از آن به نحو احسن پاسداری خواهند کرد بارها حضرت رسول گفت منظور خدا قوم سلمان فارسی است چرا قران به ما اشاره می کرد. آیا جز این است که علت آن گذشته درخشان ما بوده که علم دار آن حضرت ذی القرنین بوده است .

جناب اقای مطهری شما را به خدا در انتقاد از احمدی نژاد و دیگران انصاف را فراموش نکنید شما در باره خیلی ها به ناحق حرف زده اید که شاید در وقتش به آنها اشاره کنم .

جناب اقای مطهری همچنان که سیاه نمایی انقلاب و شرایط فعلی ایران امید را در دل جوانان می کشد سیاه نمایی گذشته هم بزرگواری را در نفس ایرانیان  می کشد و این هر دو حاصلی جز تباهی ندارد .