تبليغاتX
قلم
پس از برد تیم پیروزی به یک باره خیابان های تهران پر از جمعیت با احساس شد .

که از برد این تیم سر از پا نمی شناختن و به پای کوبی پرداختند .

راستی چه خبر شده است که برای برد یک تیم  تهرانی این همه احساسات به خرج می دهند ؟

یا نه این رفتار از جای دیگر نشات می گیرد و خبری در راه است ؟

به همین بسنده می کنم تا شما هم نظر خود را ارسال کنید . 

 ---------------------------------------------------------------۴/۱ ----------------------------------------

چند روز گذشته با صبر و جستجو برای یافت تحلیل و بررسی اتفاق افتاد بعد از بازی پرسپولیس و سپاهان بسر آمد ولی کامیاب نشدیم .

تحول بسیار مهمی در جامعه ما در حال شکل گیری است که از دید رصد کنندگان اوضاع اجتماعی ایران بدور مانده یا در باره آن غفلت شده است .

در چند سال گذشته که روند جریان سیاسی کشور به سوی حاکمیت جناح راست رفت ،انتخابات با سیر نزولی مواجه بود و مردم مشارکت حداقلی داشتند .

همزمان با این روند ما  شاهد بی میلی مردم به ویژه جوانان به ورزشهای عمومی به ویژه فوتبال هستیم  به نحوی که طرفداران تیم ها احساس و هیجان ویژه ای به تیم خود نشان نمی دادند و باخت و برد تیم مورد علاقه شان را با بی تفاوتی پی گیری می کردند. نشانه های آن را می توان از استادیوم های خالی مشاهد کرد حتی در بازی دو تیم برتر یعنی پرسپولیس و استقلال در استادیوم جای خالی را به راحتی می توانستید مشاهد کنید .

در عالم سیاست هم همین روند در جریان بود مردم  احساس سرخوردگی داشتند و نسبت به اتفاقهای اجتماعی و سیاسی بی تفاوت بودند این بی تفاوتی حتی در تحولات اقتصادی که بر زندگی روزمره مردم تاثیر  بیشتری دارد قابل مشاهد است .

روزهای اخر لیگ برتر به ویژه برد پرسپولیس حکایت از تغییر روند گذشته دارد .

احساسات جمعی زنده شده و امید در دل مردم دمیده است نشانه های آن را می تواند در هیجانهای مردم مناطق مختلف کشورمان در برد تیم مورد علاقه شان به ویژه  تهران پس از  برد پرسپولیس (البته اگر تیم سپاهان می توانست قهرمان میدان باشد این هیجان از تهران به اصفهان منتقل می شد )مشاهد کرد .

با توجه به این تحولات که نشانه های آن را می توان در رشد درصد رای اصلاح طلبان و کاهش درصد رای جناح حاکم در رای های ریخته شده به صندق های انتخابات مجلس هشتم مشاهد کرد .گروهای سیاسی اگر درست عمل کنند و به عکس العمل مردم پاسخ مناسب بدهند شاهد به بار نشستن شکوفه های تازه رسیده خواهند بود . از کنار این احساس مشارکت و مسوولیت مردم ایران ابادانی درو خواهند کرد .

پیش بینی من این است که انتخابات ریاست جمهوری دهم با انتخابات سال ۱۳۷۶ برابری خواهد کرد که نیاز است از هم اکنون برای بعد  انتخابات برنامه ریزی منسجمی اماده کنیم تا از فرصت ایجاد شده توسط مردم بیشتر بهره را برای خدمت به ارمان های این ملت مظلوم انجام دهیم

 

نوشته شده توسط عین الهی  | لینک ثابت |

در جمعی هستیم که الحمدلله همه استاد هستند و من تلاش دارم از دیگران یاد بگیرم و کمتر می نویسم .

 موضوعی که مدتی است ذهن مرا به خود مشغول کرده است تعریف نظام کمونیستی است که تا دیروز ما به آن حساس بودیم و از حاکمیتش می ترسیدیم ولی امروز در آن زندگی می کنیم اسمش را گذاشته ایم .........

در تاریخ ایران هیچ وقت انیقدر بر ایدولوژی تاکید نمی شود امروز می شود یعنی شعار زده شده ایم که از مشخص های نظام کمونیستی است  یعنی شما ببینید بعد از صفویه نادرشاه افشار سنی مذهب به تخت و تاج می رسد ندای وا اسلاما بلند نمی شود بلکه مردم از حکومت ایرانی با مشی ایرانی دفاع می کنند و او هم دنبال حکومت ملی است و به مذهب مردم کاری ندارد .

اقتصاد کشور یک دست دولتی است هیچ سرمایه گذاری نمی تواند ساختار موجود را بشکند حتی با توجه به ابلاغیه اصل ۴۴ حتی این ابلاغیه با عمل کرد دولت مسخ شده است و به نام آن هزار کار می کند که مشکلات اقتصاد ایران را دوچندان می کند .

در حوزه فرهنگ دولت به راهی می رود ،مردم به راهی دیگر ،دولت نتواسته فرهنگ سازی کند بدتر تضاد فرهنگی ایجاد کرده است و با ابزار قهریه می خواهد فرهنگ مورد نظر را حاکم کند ( اشتباه نکنید دولت به دنبال قویت هنجارهای اجتماعی مردم نیست چون مردم خودشان با ابزارهای اجتماعی از آن حفاظت می کنند ) اگر بخواهم مثالی بزنم مردم عکس حکومت حرکت می کنند مثل زمان شاه حتی عده ای هم که در حوزه فرهنگ با دولت هم جهت هستند اصرار دارند به نوعی تمایض را نشان دهند مثلا می گویند ما برای مقام این کار را نمی کنیم برای خداست حساب ما را جدا کنید .

ایا ما مصداق شعر مولانا هستیم که می گفت

ترس من هم از بیم بلا بود      حال زچه ترسم که در عین بلایم

اقا دیدی من استراحت کنم بهتر است الان ناصری می اید هزار حرف ناگفته

نوشته شده توسط عین الهی  | لینک ثابت |

اتفاق عجیب 87/02/08 18:59

انتخابات مجلس هشتم و نقش خاتمی در به صحنه کشاندن اصلاح طلبان نوید تازه ای در باره حضور این مرد اخلاق و سیاست را نوید می داد.

با تمام فشارها برای کنار ماندن اصلاح طلبان از انتخابات خاتمی توانست همه را همراه کند تا در انتخابات حضور حداکثری داشته باشند.

اما در روند انتخابات خوشی زیر دل جناح راست زد و روند را از حالت عادی خارج کردند تا نهایتا با وساطت کروبی حداقلی از اصلاح طلبان در صحنه ماندن و انتخابات با مشارکت حداقلی به پایان رسید .

حال سوال  این است چه اتفاقی در زمان انتخابات افتاد که خاتمی در هنگام ریختن رای خود در دور دوم انتخابات  بازنشستگی خود را اعلام کند ؟

هر چند اقای موسوی لاری با  اشاره به سن خیلی ها برای بازنشستگی از عالم سیاست از این اعلام ابراز نارضایتی کرد البته منظور ایشان شاید بیشتر به جنتی، یزدی ، مهدوی کنی و خیلی های دیگر که حتی برای ایاب و ذهاب برای حضور در مراکز تصمیم گیری توان حرکت بدون کمک را ندارند بود .

یا می توان سوال دیگری را مطرح کرد .

خاتمی از آینده چه ارزیابی دارد ؟ایا  کنار کشد او از سیاست  برای فرار از درخواست مراکز قدرت در آینده است تا واسطه  کشاندن اصلاح طلبان به انتخابات بعدی با چنین شرایطی نباشد ؟

ایا خاتمی هم مثل بسیار از اصلاح حوزه سیاست نا امید شده است و تلاش دارد خود را به حوزه فلسفه و فرهنگ بکشاند و از کشمکشهای این حوزه خود را برهاند ؟

یا این یک ترفند سیاسی برای فشار به طرف مقابل است ؟

 جواب هر چه باشد رفتن خاتمی از حوزه سیاست ایران تبعاتی داردکه حتی  محافظه کاران نیز از ترکش های ان بی بهره نخواهند ماند  .

نوشته شده توسط عین الهی  | لینک ثابت |